


یادت هست گفتم:" چشمان خمارت فانوس دریایی دل طوفان زده من است." پس سوسوی فانوست را از این دل نگیر...
.................................................................
میخواهم باتو بگویم قصه مرگ عشقم را می خواهمم تو بدانی غم شب هایم را میخواهم که تو بخواهی تن خسته و بیمارم را می خواهم که تو ببوسی لب تبدار مرا میخواهم که بدانی عشق من رفت ز دستم بی آنکه بداند من اسیر چشم هایش شدم چشم هایی که در آن اثری از عشق نبود می خواهم که فرياد بزنم من دوست داشتم کسی را که مرا دوست نداشت...!!! کسی رو دوست داشتم که می دونست با دل من چه کرده٬ می دونست با روز و شب من چه چه کرده..می دونست زندگیم بی نور چشماش سرده...می دونست دلم پر درده...ولی رفت...!!! کسی که می دونه چشم انتظارشم...کسی که میدونه بی قرارشم....کسی که میدونه تا ابد دلدارشم...ولی بر نمیگرده... . میدونستم که یه روز میری ازم جدا میشی میدونستم که میری یار غریبه ها میشی به خدا خوب می دونستم که با من نمی مونی می دونستم میکنی دل از دلم به آسونی نمی دونم....!!!! شاید دل از سنگ بود.....یا دلش واسه کس دیگه ای تنگ بود... نگاهش با دل من در جنگ بود...٬هرچی بود٬ با دلم همرنگ بود... ولی رفت...!!!! بگو این دل که توداری جنسش از سنگه هنوز؟ می دونستم زیر پا میگذاری حرفاتو یه روز می دونستم که دروغه٬دل به دل راه نداره شایدم فقط دلای ما به هم راه نداره...!!! ثانیه های باتو بودنم گذشته...بی یادگارو بدون هیچ اثری...و من در امتداد جاده ها که به انتها رسیده اند٬دوباره اسیر دلتنگی شده ام... به خدا خوب می دونستم که دلت دل نمیشه می دونستم ناتمومه عشق باطل همیشه میدونستم میمونی یه روز تو حسرت بهشت اینهمه دردو میذارم به حساب سرنوشت می دونستم که حسودن مردم دورو برم می دونستم که باید عشقتو از یاد ببرم میدونستم میسوزونی یادگار و نامه مو میذارم به پای عشق قصه انتقاممو...!! با تو رفتن و بودن٬خیالی بود که محو شد٬در این خزان بی کسی٬ای آشنا با غصه دلم! ای غریبه با احساسم!...چه می شد می ماندی در این وادی که من دوباره یرات شعر بگم؟ کاش از اون دورها میومدی تا دستای گرم تو به آفتاب گره بخوره ومنو با خودت به مهمونی ستاره ها ببری...ولی نموندی...رفتی ... وقتی تو رفتی وقتی تو رفتی شمع روشن شبهایم خاموش شد. پنجره رو به زيبايی و رو به آغوش مهربانت بسته شد. چشمه لبم خشک خشک شد و آغوشم تنها بهانه تورا می گرفت! وقتی تو رفتی آتش غم دوری و فاصله در وجودم شعله ور شد. آسمان چشمانم ابری و دل گرفته شد و غروب غمگين عشق در آسمان قلبم نشست! وقتی تو رفتی دنیا برایم عذاب شد و پانیه ها برایم پر ارزش تر از گذشته شدند! وقتی تو رفتی نگاهم دائم به ثانيه ها و لحظه های زندگی بود تا هر چه زودتر بگذرد و دوباره تو را در كنار خودم احساس كنم! وقتی تو رفتی همدم من پرندگان شدند و رفيق شب و روز من تنهايی شد! تو كه رفتی شهر برايم غربت شد و خانه برايم يک زندان پر از شكنجه و عذاب شد! تو كه رفتی چشمانم هميشه در حال بهانه گرفتن بود و دست هايم هميشه لرزان! تو كه رفتی هيچ حسی در وجودم نبود و تنها آروزی تو را از خدای خويش داشتم! وقتی تو رفتی هر روز به ياد تو و به فكر تو بودم و هر شب نيز اگر خوابی به اين چشم های خسته من می آمد خواب تو را می ديدم! وقتی تو رفتی تنها به پایان جاده زندگی می اندیشیدم و تنها نگاهم به پایان جاده که به تو می رسم و تو را در آغوش خود می گيرم بود! تو كه رفتی من مانند ساحلی بودم كه در كنار دريای پر از عشق منتظر امواج محبت تو بودم! وقتی تو رفتی؛ نام سفر برايم يک كابوس وحشتناک شد و ديگر از هر چه سفر بود نفرت داشتم! توکهرفتی قلمم بر روی کاغذ خیسم تنها از دوری و رفتن تو می نوشت! تو که رفتی عاشقی برایم پردردتر و غمگین تر از گذشته شد! وقتی تو رفتی هر زمان كه پرستوها بر فراز آسمان دلم پرواز می كردند به آنها می گفتم سلام عاشقانه مرا به تو برسانند و روزی تو را همراه با خود بياورند. بی حضور تو ای مهربان! لحظه ها در زنجیرند....لحظه هایی که بی تو به انتها میرسند. بیا و تقدیر من باش...لحظه ها در گذرن و تو را چشم به راهند تا به طلوعی از رهایی برسند وانتظار را از خستگی چشمها بردارند...بیا که نمیخوام تصویری از خیالاتم باشی... . حالا که رفتی بگو تکلیف این دل من چیه؟....جواب بهونه هاشو چی بدم؟... زود بود..خیلی زود بود برای رفتن...حیف بود...خیلی حیف بود..حیف تو بود... همه میگن بی وفایی از من بوده٬ولی من قبول ندارم...بی وفا اونه که همه چیزو میذاره و میره...بیبین! ببین اشکامو...ببین نگاه ملتمسانه منو.... برگرد...میگن تو دیگه پیش ما بر نمیگردی....میگن دیدار بعدی من و تو ٬تو یه دنیای دیگه اس....ولی من می دونم که تو اگه بخوای میتونی برگردی...من می دونم که تو هم منو دوستم داشتی....من می دونم که از من دلگیر نیستی... تو که هر شب به خواب من میای... چرا برنمیگردی پیشم؟...من باور نمی کنم....تو نمردی...تو هنوز روی این زمینی... تو هنوزم منو دوس داری...همه دروغ میگن....منو تو مال همیم... . ولی ببین بی همتای من! تو که نمیخوای من هم باور کنم که تا آخر عمر نمی بینمت....پس برگرد...بیا ببین من چه حالی دارم...ببین که منم اینجا بی تو غریبم.... بعد تو منو به چشم یه دیوونه می بینن... اصلا بیا منو هم با خودت ببر ... من از این دنیا خسته شدم...از این آدمای تکراری خسته شدم...ازخودم خسته شدم...تورو خدا بگو که همه دروغ میگن...بگو تو زنده ای... . بغض خفته در گلو٬اشک می لرزد میان گونه و چشم٬ قلبی خسته از تلاطم... . منو ببخش که تورو به بی وفایی متهم کردم... تو تقصیری نداری... قسمت ما همین بوده... تقصیر منه که هنوز نتونستم دل ازت بکنم....تقصیر منه که هنوز به دیدنت امید دارم... تو تقصیری نداری من اگر پاییزی ام سردم چرا که آسمانم را خودم ابری ترین کردم... دل من قصد سیر چشمانت داشت و گفتم: نرو....گم میشوی آخر٬ دل تنهای شبگردم...!!!! ورفت و در غم چشم تو گم شد ان دل عاشق خودمش هم گفته بود اینبار دیگر بر نمی گردم...!!! هنوزم یاد اون نگاه معصومانه ات وجودمو آتیش میزنه... هنوزم فکرتو شب و روز با منه. هنوزم تو خیالم خودمو با تو همسفر می بینم... هنوزم دوستت دارم....هنوزم دوستت دارم. هنوزم پریشونم واسه یه لحظه دیدنت اما چشم تو میگه شاید دیگه نبینمت هنوزم پرمیکشه مرغ دل از هوای تو هنوزم میگم: عزیزم!جون من فدای تو هنوزم سرخی خونم سرخی شقایقه هنوزم رنگ دلم رنگ دلای عاشقه هنوزم میگم نباید دل عاشق رو شکست هنوزم به زور نمیشه تو دل کسی نشست بخت من سیاهه که دنیای ما هم شب داره از تب عشق منه اگر که خورشید تب داره هنوزم دروغ میگی خوب میدونم دل نداری تو که از عشقا و از عاشقیا بی خبری هنوزم عکسای تو لای کتاب حافظه معنی اشکای تو یه کلمه اس:" خدافظه"..!!! منو با خودت ببر٬کجاست راه نیستان؟..بیا دوتایی از این شهر سرد٬از این دنیای درد بگریزیم....از این همیشه زمستان بگریزیم.....دوباره بغض٬دوباره هجوم خاطره ها... دوباره نبودن تو... ببین چقدر دلم گرفته...!!!! تلخ و شیرین جهان چیزی به جز یک خواب نیست مرگ پایان میدهد یک روز این کابوس را ............................................. از دوستانی هم که منتظر آپ کردن من بودن معذرت میخوام... . ما و پروانه و بلبل همه خویشان
همیم چشم بد دور که یک جمع پریشان همیم قربان شما ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگه اقيانوس نميتوني باشي دريا باش اگه نه رودخانه باش اگر نشد نهري كوچك باش ولي هيچوقت مرداب نباش ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به كسي نگاه نكن نگاه كردي اعتراف نكن اعتراف كردي زندگي نكن زندگي كردي نامردي نكن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حيفِ عمرم
حيفِ لحظهِ هاي خوبي كه براي تو گذاشتم
حيفِ غصه اي كه خوردم، چون ازت خبر نداشتم
حيفِ اون روزا كه كلي ناز چشماتو كشيدم
حيفِ شوقي كه تو گفتي داري اما من نديدم
حيفِ حرفاي قشنگي كه براي تو نوشتم
حيفِ رويام كه واسه تو از قشنگياش گذشتم
حيفِ شبها كه نشستم با خيالت زير مهتاب
حيفِ وقتي كه تلف شد واسه ديدن تو، تو خواب
حيفِ با وفايي من، حيفِ عشق و اعتمادم
حيفِ اون دسته گلي كه، توي پاييز به تو دادم
حيفِ فرصت هاي نْقرُم، حيفِ عمرم و دقيقه م
حيفِ هر چي به تو گفتم، راس راسي حيفِ سليقم
حيفِ اشكايي كه ريختم واسه تو دم سپيده حيفِ
احساس طلائيم، حيفِ اين عشق و عقيده
حيفِ شاديم توي روزي كه ميگن تولدت بود
حيفِ عاشقيم كه گفتی اولش كار خودت بود
حيفِ اون همه قسم ها كه به اسم تو نخوردم
حيفِ نازي كه كشيدم چون كه طاقت نياوردم
حيفِ اون كسي كه دائم عاشقم بود توي رويا
حيف كه تو از راه رسيدي اونو دادمش به دريا
حيفِ قلبم كه يه روزي دادمش دستت امانت
حيفِ اعتماد اون روز، حيفِ واژه ي خيانت
حيفِ اون همه دعاهام، واسه ي تو شب يلدا
حيفِ اون چيزي كه گم شد، ديگه ام نميشه پيدا
حيفِ اون شبي كه گفتم پيش تو كُمِه ستاره
حيفِ اون حرفا كه گفتی، گفتم اشكالی نداره


به نام آنکه حرمت نگاهش مرگ است
کاش اشکی قلبمان را بشکند .. با نگاه خسته ای ویران شویم
کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند...ما به جای ابرها گریان شویم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
بیا مثل پروانه های غریب به مهتاب شب تنهایی عادت کنیم
دختری از امت عیسی گرفتارش شدم یا محمد یاری ام ده تا مسلمانش کنم
گر ز دریا قطره ای هم کم شود مرغ طوفان سینه اش پر غم شود
ساحل نشین قلب پر مهرتان![]()
بهار![]()
نتشار آلبوم دوم آوریل لاوین(Avril Lavigne)،خواننده جوان،جسور و متفاوت راک،بهانه ای شد تا به موسیقی روز غرب سری بزنیم.آلبوم جدید با نام زیر پوست من(Under My Skin) به زودی توانست رتبه بالایی در جدول فورش موسیقی در سرتاسر جهان پیدا کند و موفقیتی چشمگیر،البته قابل پیش بینی،بیابد.در این آلبوم جدید آوریل لاوین با چرخشی محسوس،اقدام به تغیر سبک و مضامین مورد استفاده در آهنگهایش کرد.گرچه هیچگاه از او به عنوان یک خواننده تمام عیار راک یاد نمی شود اما مضامین و لحن مورد استفاده در آهنگها،قرابت زیادی را با سبک راک ایجاد می کند.
آوریل لاوین 19 ساله، در یکی از روستاهای ایالت انتریو کانادا به دنیا امد.روستایی که جمعیت آن در حدود 5هزار نفر بود.روحیه شیطنت آمیز و گستاخیی که او را بیشتر به پسرها شبیه می کرد،او را به زودی از دختران همسنش متفاوت کرد. است او در 13سالگی اولین شعرش را نوشت و شروع به فراگیری گیتار کرد وقتی وارد دبیرستان شد نوار ویدئوی کنسرت کوچک خود را در دبیرستان به چندین و چند کمپانی مشهور در شمال آمریکا فرستاد تا بلاخره آریستا رکوردز(Arista Records) با او قرارداد امضا کرد .
اولین آلبوم او (Let Go)دو سال پیش منتشر شد و به سرعت مورد توجه قرار گرفت.ضرب آهنگهای سنگین و مملو از گوشه های سبک راک،از او تصویری خشن، آشوبگر و متفاوت ارائه داد.در عین حال شعر های آهنگها لطافت عمقی خود را حفظ کرده بودند.اما در آلبوم بعدی مضامینی جدید با سبکی جدید مخلوط شد.او با تغییر شخصیت و موضوع ترانهها، از زبان یک دختر دردمند و احساساتی در باره عشق و استقلال عاطفی میخواند. آوریل در ترانه مرا با خود ببرTake Me) Away) از زبان دختری که از تنهائی، دردعاطفی و از عدم درک احساساتش توسط دیگران رنج میبرد میگوید ولی در جستجوی راهی است که از تنهائی و انزوا بیرون بیاید. احساسی که میلیونها نوجوان( teenager )در همه دنیا در آن با او شریک هستند و به این ترتیب، لاوین، در این ترانهها و ترانههای دیگر این آلبوم، زبان درد نوجوانان همسن خود میشود که آرزو میکنند عشق آنها را از انزوای دردناک رها کند.یکی دیگر از ترانه های این آلبوم به من نگو(Don’t Tell Me) نام دارد، که فراخوانی است برای فروتنی و احترام به نفس و خودداری، در جهانی که اشعار بیشتر ترانههای خوانندگان همسال او از همخوابگی و لذتهای فوری سخن میگویند.
تفاوت دیگر او،عدم استفاده از مضامین غیر اخلاقی در اشعار،وپرهیز از نودیسم و صحنه های مبتذل در کلیپ های آهنگهایش است.چیزی که در عرصه تولیدات هنری روز غرب و بازار پر رقابت آن که از هیچ ابزاری برای جلب توجه و تاثیر گذاری بیشتر رو گردان نیست، بیشتر بسان شنا خلاف جریان آب است.


به نظاره آسمان رفته بودم ؛
گرم تماشا و غرق در اين دريای سبز معلقی که بر آن ،
مرغان الماس پر
ستارگان زيبا و خاموش ،
تک تک از غيب سر می زنند و دسته دسته
به بازی افسون کاری شنا می کنند .
آن شب نيز ماه با تلالؤ پر شکوهش
که تنها لبخند نوازشی است
که طبيعت بر چهره ی نفرين شدگان کوير می نوازد ،
از راه رسيد و گل های الماس شکفتند
و قنديل زيبای پروين - که هر شب ،
دست ناپيدای الهه ای آن را از گوشه ی آسمان ،
آرام آرام به گوشه ای ديگر می برد - سر زد .
و آن جاده ی روشن و خيال انگيزی که
گويي يک راست به ابديت می پيوندد !
دکتر علی شريعتی
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی
!دمت گرم و سرت خوش باد
!سلامم را تو پاسخ گوی ٬ در بگشای
! 
سلامم را تو پاسخ گوی ٬ در بگشای !برای تو می نویسم . تویی که مرا با عشق خویش خلق کردی .تویی که پرواز به من آموختی بدون بالی برای گشودن . پر پرواز به من دادی بی آنکه خویش بر بال هایم بنشینی و اوج گرفتنم را به نظاره روی. خلقم کردی از هیچ ولی دوباره ویرانم کن که خود طاقت ویران کردن ندارم . بی تو هیچم و تو می دانی. تو می دانی وجودم را بر وجودت بنا نمودی و چه قصر سست بنیادی . قصری که تو بر دریاچه ی هوس ساختی و من بردشت نام آور عشق. تو ندانستی چه می کنی با قلب یخ زده ی من ومن می دانستم طریق دل بستن را.
می سرودم عشق را بی آن که بدانم قافیه را
.می کشیدم پروانه را بر بوم گونه هایت بی آن که بدانم شمع چیست
.دیگر گل را باور ندارم . نمی توانم آسمان را باور کنم
.رفتی
....سفرت به خیر

آنهایی که نمی توانند گذشته را به خاطر بیاورند ،
محکوم به تکرار مجدد آن هستند .
عشق ژرفایش را جز درلحظه ای فراق در نمی یابد .
یک نفر مست پیش می آید
کوزه بر دست پیش می آید
عاشقی
جرم نیست ای آدمهااتفاق
است پیش می آید
گناه
اصلی من چیست؟همین که
زاده شدمو چون سایه
بر گوهر انسانی آویختمما
هر یک خورشید خود را سیاه می کنیمما خود
گناه خویشیمبه
بودن٬نه کردن.
زندگی
چیزی نیست کهلب تاقچه ی
عادتاز
یاد من و تو برود





خیس
عشق
آن استکه
یکی
برای دیگری چتری شود
و
او هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد
به
دکتر شريعتی
«
در قبايل عرب مرسوم بود كه گروه هاي در حال جنگ ، در ماه هاي حرام، از جنگ دست| امینم با ز هم ازدواج کرد |
| خوش پوش ترینهای هالیود چه کسانی هستند؟ |
|
مرجع : خبرگزاری سلام
آفتاب : ستارگان ?زنان خانهدار افسرده? در نظر سنجی که از طرف تلویزیون انجام شده بود ملکههای مد نام گرفتند. ![]() تری هاتچر، اوا لانگوریا، فلسییتی هافمن و مارسیا کراس توانستند چارلیز ترون و جسیکا سیمپسون را در این رقابت به کنار بزند و خوشپوشترین ستارگان سال 2005 نام بگیرند. اسامی 5 خوش پوش برتر این نظرسنجی عبارتند از: 1- زنان خانهدار افسرده 2 – چارلیز ترون 3 – جسیکا سیمپسون 4 – آنجلینا جولی 5 – پیونس نولز |
LEYLI VA MAJNOON گله ميكرد ز مجنون ليلي / كه شده رابطهمان ايميلي
حيف از آن رابطهي انساني / كه چنين شد كه خودت ميداني
عشق وقتي بشود داتكامي / حاصلش نيست به جز ناكامي
نازنين خورده مگر گرگ تو را / برده يا داتنت و داتارگ تو را
بهرت ايميل زدم پيشترك / جاي سابجكت نوشتم: به درك
به درك گر دل من غمگين است / به درك گر غم سنگين است
به درك رابطه گر خورده ترك / قطع آن هم به جهنم به درك
آنقدر دلخورم از اين ايميلم / كه به اين رابطه هم بيميلم
مرگ ليلي نت و مت را ول كن / همه را جاي OK كنسل كن
OFF كن كامپيوتر را جانم / يار من باشد و ببين من ON ام
اگرت حرفي و پيغامي هست / روي كاغذ بنويس با دست
نامه يك حالت ديگر دارد / خط تو لطف مكرر دارد
خسته از Font و ز Format شدهام / دلخور از گردالي @ (ات) شدهام
كرد ريپلاي به ليلي مجنون / كه دلم هست از اين سابجكت خون
باشه فردا تلفن خواهم كرد / هر چه گفتي كه بكن خواهم كرد
زودتر پيش تو خواهم آمد / هي مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتي تو عزيزم ليلي / ديگر از من نرسد ايميلي
نامهاي پست نمودم بهرت / به اميدي كه سرآيد قهرت...
عاشق بودن را نه بر حسب شعار
که به حکم پروردگار خواهم آموخت از آنگونه مشکي را رنگ عشق دانستم که خداوند را منبع عشق و تن پوش خانه خدا را رنگ عشق ديدم . و فراموش نخواهم کرد دعاي بزرگي که فرمود : خدايا به هر که دوست مي داري بياموز که عشق از زندگي کردن برتر است و به هر که دوست تر مي داري بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است
حالمان بد نيست غم کم مي خوريم
کم که نه، هر روز کم کم مـي خوريم
آب مي خواهم سرابم مـي دهند
عشق مي ورزم عذابم مي دهند
خود نميدانم کجا رفتم به خواب
از چه بيدارم نکــــــــردي آفــتاب
خنجري بر قلــب بيمارم زدند
بي گناهي بودم و دارم زدند
دشنه اي نامرد برپشتم نشست
از غم نامردمي، پشتم شکست
عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام
تيشه زد بر ريشه ي انديشه ام
عشق اگر اين است مرتد مي شوم
خوب اگر اين است من بد مي شوم
بس کن اي دل نابساماني بس است
کافــرم ديگر مسلمانــــي بــس است
در ميان خلق سر در گم شدم
عاقبــت آلوده ي مردم شـــدم
بعد از اين با بي کسي خو مي کنم
هر چه در دل داشتــــم رو مي کـنم
گفتم كه نكن اي گل با ساز دلم بازي
گفتش كه دلت بردم ديگر به چه مي نازي؟
گفتم كه به هر سازت رقص دگري گردم
گفتش تو به اينگونه ، از خويش بتي سازي
گفتم كه زاحوالم آيا خبري داري؟
گفتش غزلت خواندم ، هي قافيه مي بازي
گفتم كه بخوان شعري در وصف دو چشمانم
گفتش كه به وصف تو ، چه شعر وچه آوازي
گفتم به چه نحوي تو فرهاد شدي اي گل؟
گفتش كه چه مي دانم تو ساحر پر رازي
گفتم كه توصيادي ، اين لحظه شكارم كن
تا کنون مقالات زیادی با عناوین شبیه به همین مقاله داشته ایم که بعضا مطالب ذکر شده در آنها تا حدودی تکراری هم بوده است. ولی همیشه در مطالب جدید و نیز تکرار آنچه که حتی می دانیم، مطالبی برای یاد گرفتن است و نگرش های مختلف نویسندگان مختلف به یک موضوع، حاوی مطالبی جدید و تازه است که خواندشان حتی برای حرفه ایها هم، خالی از لطف نیست.
بنابر این در این مقاله به ذکر نکاتی خواهیم پرداخت که رعایت آنها شما را برای گرفتن عکسهای پرتره و یادگاری حرفهای کمک می کند. بدون مقدمه بیشتر به اصل موضوع می پردازیم و این اصول را در 29 مورد و طی یک مقاله دو قسمتی به حضورتان تقدیم می کنیم.

1-از امکانات دیجیتالی دوربینتان برای عکاسی از بچهها بهره بگیرید
آیا می خواهید از نوزادان یا بچهها عکس بگیرید؟ از امکانات بسیار مهمی که در دوربین دیجیتالتان موجود است بهره ببرید: امکان گرفت تعداد زیادی عکس بدون اتلاف فیلم. اگر می خواهید از فلاش استفاده کنید، سعی نمایید کودکان را در معرض نور خیلی شدید قرار ندهید.
معمولا یکی از مشکلات عکاسی از کودکان بخصوص نوزادان، بیقراری آنها در حین عکاسی است. معمولا نمی توان آنها را دقیقا در وضعیتی که مورد نظر ماست قرار دهیم و موقعیت آنها را در کنار اجزاء دیگری که میخواهیم در عکس باشد تنظیم نماییم، و در عین حال به دوربین نگاه کنند و در حالی که چشمهایشان کاملا باز است به ما لبخند بزنند. معمولا آنها می خواهند پشت به دوربین کنند، خمیازه بکشند یا موی همدیگر را بکشند!
گرفتن عکس در وضعیت دقیق مورد نظر ما، تقریبا غیر ممکن است. سعی نمایید از آنها در حالی که در حال فعالیت هستند و کاری انجام می دهند عکس بگیرید. برای عکس گرفتن از کودکان دوربینتان را در حال آماده باش نگهدارید، گاهی اوقات عکسهایی که در حین فعالیتهای مختلف کودکان می گیرید، بسیار از عکس استودیویی زیباتر و خاطره برانگیزترند. تصور نمایید کدامیک تاثیر گذارتر است: کودکی که روی یک صندلی صاف و بی تحرک و فیگور گرفته نشسته است یا عکس کودکی که در حال سرخوردن در سرسره دستهایش را باز کرده و یا در حال گاز زدن به یک برش هندوانه بزرگ است؟
با گرفتن تعداد زیادی عکس می توانید مطمئن شوید که حداقل یکی از آنها عکس خوبی از آب درخواهد آمد.

2-از افراد بخواهید به هم نزدیک شوند.
وقتی می خواهید از یک گروه از مردم عکس بگیرید، از آنها بخواهید تا حد ممکن به هم نزدیک شوند. همیشه مطمئن شوید صورت همه کاملا در عکس دیده می شود. حتما شما نمی خواهید که با کادر بندی اتان گوش کسی را ببرید یا نصف صورت یک نفر را در عکس گرفته شده با کادرتان بریده باشید. مطمئن شوید صورت همه کاملا در کادر است.
3-از ارتفاع چشم کودکان عکس بگیرید
بگذارید عکس دیجیتالتان چیزی را ببیند که از چشم یک کودک دیده می شود. وقتی عکس یک کودک یا نوزاد را می بینید، بطور طبیعی همانند بزرگسالان لنز دوربین را به سمت کودک نشانه می گیرید. ولی این شیوه باعث می شود تا کودک تحت اشعاع بزرگی اشیاء اطرافش قرار گیرد. هنگام عکس گرفتن بنشینید یا زانو بزنید تا دوربین هم سطح چشمان کودک قرار گیرد. این نوع عکاسی بهتر نشان می دهد که دنیا در نظر آنان چطور دیده می شود و عکسهایی جالب تر را ایجاد خواهد نمود.
4-از سندروم چشمک زدن جلوگیری نمایید
در عکسهای گروهی از چشمک زدن های حتمی افراد جلوگیری نمایید. اگر تا کنون از گروهی 10 -12 نفره عکس گرفته باشید، حتما می دانید سندروم چشمک زدن چیست. بیشتر افراد دارند لبخند می زنند و به دوربین نگاه می کنند، ولی دراین میان یکی دو نفر در حال چشمک زدن هستند. این مشکل ممکن است به کل زیبایی و حذابیت عکس شما ضربه بزند.
چشمک زدن درهنگام خیره شدن به یک نور درخشان یک عکس العمل طبیعی است. حتی اگر برای عکاسی از فلاش هم استفاده نکنید، ممکن است بخاطر عکس العمل عصبی، در هنگام فشردن شاتر، عده ای بطور ناخودآگاه چشمک بزنند. پس برای جلوگیری از چشمک زدن افراد باید چکار کنیم؟
1- اگر مجبورید که از فلاش استفاده نمایید، مطمئن شوید همه قبل از گرفتن عکس آماده هستند. بجای گرفتن تنها یک عکس، دو یا سه عکس بگیرید و معمولا عکسهای آخری برای استفاده بهتر خواهند بود. چون بعد از گرفتن تعدادی عکس، چشمها به فلاش زدن عادت نموده و کمتر چشمک می زند. ولی این را هم توجه نمایید که بخاطر ضرری که فلاش برای چشمها دارد، استفاده از آن در صورت افراد را از حد نگذرانید.
2- اگر ممکن است عکس را در محیطی بگیرید که دارای نور کافی است و نیازی به فلاش زدن ندارید. مخصوصا با دوربینهای دیجیتالی مدرن امروزی، شما می توانید با تغییر سرعت شاتر (و البته خواهش از افراد برای کم تحرک بودن) و یا بالا بردن حساسیت در حدی که نویز به عکس ضربه نزند، از نور محیط استفاده نمایید. اگر قصد چنین کاری دارید به افراد بگویید که فلاش نخواهید زد تا عکس العمل عصبی آنها برای چشمک زدن از بین برود.
5-از پس زمینههای ساده استفاده نمایید.
تمرکز بیننده عکس را روی سوژه اصلی متمرکز نمایید. وقتی قصد گرفتن یک پرتره را دارید، سعی نمایید برای جلوگیری از به هم زدن تمرکز بیننده از یک زمینه ساده استفاده نمایید. اگر عکس کسی را بگیرید که در مقابل یک زمینه درهم و برهم ایستاده است، چشم بیننده عکس در تمام نقاط سرگردان شده و بر روی سوژه اصلی تمرکز نخواهد داشت.
عکس شما باید ابتدا تمرکز بیننده را بر روی سوژه جلب نماید و فقط بعد از آن به اطراف. بجای اینکه کل یک کوه را در پشت سر فرد بگیرید، طوری عکس بگیرید که فقط بیننده بفهمد سوژه در مقابل یک کوهستان ایستاده است. یا اینکه شما نمی توانید کل یک آسمان خراش را در عکس داشته باشید و باز هم توجه بیننده به صورت سوژه متمرکز شود، با این کار تنها شما به مقایسه تناسب اندازه شخص با آن ساختمان پرداختهاید. اجازه بدهید تصویر سوژه بیشتر منظره یاب شما را پر نماید.
6-دوربین خود را 90 درجه بچرخانید.
جزء بیشتری از سوژه خود را در عکس نشان دهید. با چرخاندن 90 درجهای دوربین، علاوه بر نازکتر کردن عرض فضای عکستان و در نتیجه کاستن از پس زمینه های مزاحم، می توانید راحتتر کل بدن سوژه را در عکس بگیرید. خصوصا این شیوه هنگامی که سوژه مقابل یک جسم یا پس زمینه بلند ایستاده است کمک بیشتری می نماید.
مثلا وقتی یک نفر جلوی یک مجسمه بزرگ می ایستد، گرفتن افقی عکس یا شما را مجبور می کند که نیم تنه شخص را در عکس بگیرید و یا اینکه دوربین را خیلی دورتر ببرید که باعث دیده نشدن جزئیات می شود.
7-برای جلوگیری از قرمزی چشم از فلاش دوری کنید
نور لازم را ایجاد نمایید تا مجبور به استفاده از فلاش نباشید. تا جایی که ممکن است عکسهای پرتره را در محیطی با نور مناسب بگیرید. این به شما کمک می کند که هنگامی که از مردم عکس می گیرید مجبور به استفاده از فلاش نباشید و در نتیجه قرمزی در چشمها ایجاد نشود (ایجاد قرمزی در چشم به خاطر انعکاس نور از روی شبکیه است که قرمزی بد منظره ای را در چشمها ایجاد می کند.) بسیاری از دوربینهای دیجیتال دارای مد فلاش کاهش قرمزی چشم هستند، ولی این مد بخصوص در دوربینهای ارزان قیمتتر، خیلی موثر نیست. البته شما می توانید بعدا با نرم افزار این مشکل را حل نمایید، ولی به هر حال نیاز به صرف وقت و کار بیشتری است.
8-فلاش میتواند انعکاس بدی در لباس داشته باشد.
فلاش می تواند انعکاس بدی از لباس یا جواهرات همراه سوژه داشته باشد. یکی دیگر از دلایلی که بهتر است سوژهاتان را در محیطی با نور مناسب قرار دهید و از فلاش استفاده نکنید این است که اگر سوژه یک انگشتر، ساعت، سگک کمربند براق یا لباسی با دکمه های براق پوشیده باشد می تواند نور فلاش را منعکس نماید و جلوه زیبایی در عکس نداشته باشد.
9-از قبل همه چیز را مهیا کنید.
اگر میخواهید یک عکس رسمی از یک نفر بگیرید، سعی نمایید تا حد ممکن نور و محیط را از قبل آماده نمایید.
در عکسهایی که بیرون استودیو و در محیط باز می گیرید، از قبل محل را تعیین نموده و آنجا را از اشیاء، شاخه های خشک و ... پاک نمایید و شرایط نوری را آزمایش کنید. در عکسهای داخلی، پس زمینه و نور را تنظیم نموده و چند عکس آزمایشی با چند کتاب، یک عروسک، یک حیوان خانگی یا یک دوست و یا هر چیز دیگر بجای سوژه اصلی بگیرید.
وقتی سوژه اصلی وارد می شود، حتما برای شما جالب نیست که منتظر بماند. هر چه سوژه شما کمتر انتظار بکشد، در هنگام عکاسی آرامش بیشتری خواهد داشت.
10 – کل کادر را پر نکنید
برای اینکه بقیه افرادی که در صحنه هستند در عکس نیفتند، کل کادر را با سوژه مورد نظرتان پر نکنید. اگر یک عکاس آماتور یا حتی با تجربه هستید، ولی سیستم ضد لرزش یا سه پایه ندارید، گرفتن عکسهای دقیق و بدون حرکت خیلی سخت است. شما ممکن است فکر نمایید که دقیقا آنچه را که می خواهید عکاسی کنید در مانیتور یا منظره یاب می بینید، ولی وقتی عکس گرفته شد می بینید که سوژه به یک سمت کادر بیشتر متمایل شده است.
با استفاده از یک نرم افزار مناسب ویرایش عکس، شما می توانید براحتی حتی با دقت چند دهم درجه، یک عکس را بچرخانید، تا عکسی را که کج است اصلاح نمایید. اگر شما کل کادر را با سوژه مورد نظر پر کرده باشید، هنگام کراپ عکس برای چرخاندن یا تصحیح ترکیب آن، بخشی از صورت یا بدن سوژه بریده می شود و یک نتیجه نامطلوب بدست میآید. ولی اگر اندکی فضا در اطراف سوژه باقی بگذارید، بعدا براحتی می توانید بر روی آن عکس کار نمایید.
11- به همراه خود آینه داشته باشید.
هر کسی دوست دارد در عکسش زیبا و مرتب دیده شود. به همراه داشتن یک آینه کوچک هنگام عکاسی از یک دوست، همکار، بستگان یا آشنایان ضرری ندارد. مردم دوست دارند در عکس به بهترین وجه دیده شوند و داشتن یک آینه کمک می کند که بتوانند قبل از گرفتن عکس آنطور که دوست دارند خوشان را مرتب کنند. حتی به همراه داشتن یک برس یا شانه نیز بسیار مفید بوده و وزن زیادی را بر تجهیزات شما تحمیل نمی کند.

12-برای عکاسی از نوزادان از سرعت بالای شاتر استفاده کنید
با توجه به اینکه هر کودکی چقدر تحرک و جنب و جوش دارد سرعت شاتر مناسب را برایش انتخاب کنید. هنگام عکاسی پرتره از نوزادان، تا جایی که نور موجود اجازه می دهد، از سریعترین شاتر ممکن استفاده نمایید. شما نمی توانید نوزادان را مجبور نمایید که در موقعیت مطلوب شما ساکن باشند یا لبخند بزنند، حداقل همیشه چنین شانسی ندارید. هنگام عکاسی از نوزادان همیشه منتظر حرکات ناگهانی و سریع آنان و نیز حالات مختلف و لحظه ای در چهره آنان باشید. با استفاده از شاتر و عکس العمل سریع، شانس بهتری برای گرفتن عکسی به یادماندنی خواهید داشت.